
مقاله غزل 5 ادامه....قانون روزگار این است که انسان باید در اعتدال زندگی کند که رمزش دوستی با دوستان ومدارا با دشمنان است .انکس که روزگاری به هر دلیل نامش الوده گشته دیگر هیچوقت در زمره نیک نامان قرار نخواهد گرفت . حالا ای حضرت حق اگر چنین خلق وخویی را نمی پسندی همچون پروژهای که ارام آرام رو به تغییر است به تمامی با قضا وقدرت ان را تغییر می دهی همچون تلخی ازا ...
دسترسی : رایگان1404/07/19

دل می رود ز دستم.....اینگونه نیست که عاشق از جامعه کنده وبه کنجی خزیده ،فقط به فکر خود ،الام و رویاهای خویش باشد موجب رنجش کسی شده است که اینگونه فریاد می زند بدادم برسید خوبان خدا مه دلم از دست رفت .چرا که سخت احساس بی قراری می کند ویا شاید هزاران شاید دیگر ..،.او نه تنها بی قرار یلکه ترس وجودش را فرا گرفته کهنکند راز سر به مهرش با معشوق حقیقی به در افتد و ...
دسترسی : رایگان1404/07/14

ان شاهد زیبا روی اگر تفقدی کند ازما همه ی دوجهان را فدای ان خال هندوی اش می کنمساقی بده ان می جاوید که تنها مخصوص این جهان است نمی توان در بهشت از ان می یافت در این غزل ساقی وترک شیرازی همه یکیست شاید توان گفت رکن اباد درجات عشق وعاشقی را بیان می کن ومصلا هم جایی که مخصوص نماز است انهم نماز جمعه وگلگشت همان شهود حق واقعیاتی که به جان عاشق می رسد ودر این کشاک ...
دسترسی : رایگان1404/07/13

وقتی از ریشه های همدیگر نه کاسه ی هم تغذیه می کنیم باید قرارهای نانوشته ای که در طول قرنها برای سعادت بشر نانوشته ولی می توان به ان پای بند بود را قبول کرده ودست از لجاجت ها برداشت ها اجماع نمی شود خب معلوم است جاسوس اری دیگه نمی گذارن اجماع صورت گیرد اما به نظر من اجماع سالهای گذشته رخ داد ودیگه این روزها اصلا نیازی به اجماع احساس نمی شود ...،!!؟؟خنگ... با ...
دسترسی : رایگان1404/07/12

دارو ودوا ومصلحت اندیشی دیگر برای من بی فایده است چرا که من خراب درد عشقم بنگر به بیماری من که از حد گذشته واینک هیچ دوا ودارویی کارساز نیست تنها دیر مغان وشراب ناب مرا ارام میکند .علم ودانایی وبصیرت که با تفضلات حضرت حق به من می رسد مرا مست وسرخوش می سازد وبدین خاطر از ریا کاران وسالوسان صومعه بیزارو وآزرده. هیچ نسبتی میان تقوای الهی وصلاح با رندی وزرنگی نی ...
دسترسی : رایگان1404/07/07

اسارت درد بی درمان7بعدازظهر همان رور یک ماشین تانکر دار اوردند وسط سوله وشیرش را باز گذاشتند با جاری شدن اب ، بسیاری به ان هجوم بردند من در گوشه ای غرق در افکار خود اوضاع را مشاهده می کردم از هر نقطه ی تانکر که اب بیرون مزد کسی محکم انرا در بغل گرفته .اب می نوشید نزدیک یک ساعت اب به شدت خارج می شد ورفته رفته تمام فضای سوله را در بر می گرفت ، .قتی بسیاری س ...
دسترسی : رایگان1404/07/05

اسارن درد بی درمان قسمت 6تا اینجا رسیدیم که در پادگان نظامی در شهر بعقوبه جلو در بزرگ سوله ای بخاطر ضعف دوستم شهریار او را کنار در نگهداشتند تا به بیمارستان اعزامش کنند ومرا که از بالا تنه لخت بودم به داخل سوله هدایت کردند. وقتی وارد سوله شدم هنوز چند قدم از در فاصله نگرفته بودم که نسیمی گرم وچندش اور را حس کردم نزدیک به هزار نفر همه لخت مشغول عرق ریختن بودن ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/19

انگارهدر بحث قبلی تا حدودی حیطه ی انگاره ها را توضیح دادم در این مقاله ارتباط متقابل انگاره وفرد ی که صاحب انگاره است را توضیح خواهیم داد .مکان وجایگاه انگاره اندیشه ی ادمی است به بیان دیگر واقعیتی در مجاز است که بیانگر احوالات فرد در حال و اینده ای نه چندان دوراست که فقط اندیشه های تربیت شده ودانا وپخته از ان بهره خواهد برد . انکه اندیشه ای ندارد نگاره ای ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/15

راستی یادم رفت اینو بگوییم که صبح ان جمعه به محض روشن شدن هوا یک میگ عراقی منطقه ی ما را بمباران کرد واز یگانی که در نزدیکی ما بود ندایی رسید که دشمن شیمیایی زد بوی خیلی زننده ای در منطقه پیچید .تا مدتی ما با ماسکها شلیک می کردیم بگذریم غروب ان روز نحس با تاریک شدن هوا ما را با تریلی ید کش که بچه ها آن را تی تان می نامیدند عازم مقصدی نامعلوم شدیم من چشم به س ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/12

بسم الله الرحمن الرحیمدر یکی از مقاله های بحث آغازین چند بیت اول دوم و پنجم غزل اغازین دیوان غزایات حافظ علیه الرحمه را تفسیر کردیم حال چندبیت مانده سوم چهارم ششم وهفتم را با تاییدات الهی تفسیر خواهیم کرد.شعربه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید کل جماعت خاص وعام چه انانکه در طریق حق عمر می گذرانند وچه عوام همه وهمه به نیرو وقدرت حق نفس می کشند .وباید بدان ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/10