اطلاع رسانی حساب کاربری دینون اکسپلور صفحه نخست
jelvehyeabidarya
پرسش سوال

دسته بندی مقالات

اسارت درد بی درمان قسمت 8 هشت

اسارت درد بی درمان قسمت 8 هشت

قصه ی فرار را با هرکس در میان می گذاشتم قبول نمی کرد وهمه می گفتند که ما بزودی آزاد می شویم مگر نمی بینی که همه ی مامورها می گویند شما مهمان ما هستید وخیلی زود به ایران باز می گردید. تو دل خود می گفتم کدام مهمان بابا این از حیوان پست تر ها ما را تو نجاست خودمون وا گذاشتند تو می گی مهمان ، خب اینها به خاطر اینکه ما فرار نکنیم می گن بزودی آزاد می شوید چرا که د ...

جهت دسترسی به متن کامل مقاله می بایست اشتراک این صفحه را خریداری نمایید.


خریـد اشتـراک صفحـه

اشتراک خریداری شده شامل 10 روز گارانتی بازگشت وجه می باشد. دینون دسترسی به محتوای صفحه را تا پایان اعتبار اشتراک تضمین می نماید.

انتشاربروزرسانیمطالعهدسترسی
1404/07/191404/07/1917 مرتبهاشتراکی

پرسش و پاسخ کاربران