
ان شاهد زیبا روی اگر تفقدی کند ازما همه ی دوجهان را فدای ان خال هندوی اش می کنمساقی بده ان می جاوید که تنها مخصوص این جهان است نمی توان در بهشت از ان می یافت در این غزل ساقی وترک شیرازی همه یکیست شاید توان گفت رکن اباد درجات عشق وعاشقی را بیان می کن ومصلا هم جایی که مخصوص نماز است انهم نماز جمعه وگلگشت همان شهود حق واقعیاتی که به جان عاشق می رسد ودر این کشاکشها لولیان انهایی که در هنگامه های شهود ناگهان سروکله اشان پیدا می شود وخلوت عاشق را با معشوق برهم می زنند ارتباطهای زمینی ودنیایی که مزاحم عارفان است .که گاه این مزاحمتها زنجیره ی خلوت را پاره می کنند وبدتر وقتی که میفهمند فهمیده شده اند همچون دزدان سفره طعام اینجا کمبودها واشفتگیهای ما در رابطه با معشوق هویدا می گردد وعارف از کمبودهای علمی وعاطفی واخلاقی وغیره....اگاه می شود وواقف میشود که جمال وجلال یار بی نقص است وکمبودها همه از سوی عاشق است وعشق چنان پاک ومنزه است که هیچ احتیاجی به رنگ وآب ندارد وصفت رحمانیت ورحیم بودن حق چنان اشکار می گردد که حسنش همه را دربر می گیرد وچنان می بخشد که زبان قاصر از توصیفات ان است ودلیل از پرده ی عصمت برون رفتن زلیخا اشکار که همان عشق پاک وبی قید وشرط است.حافظ اینجا به یک اصل مسلم می رسد که نباید از بد وزشت گفتنها حال تغییر کند چرا که لب لعل شکر خا زینت وزیباییش را از دست می برد.ونصیحت وجان سپردن به پند واندرز بزرگان را توصیه می کند وسعادت قرین گوش سپردگان است حافط در اخر باز می گردد به روش خودش مطرب ومی می همان تفظلات حضرت حق ومطرب سمفونی خلوت آسمانها وجای دنج تفکر وحال ویا همان مطرب بسط ووجد سلوک است. .وخود به خویش می گوید غزل گفتی وگوهر تراشیدی بیا ودمی بنشین وبدانکه نظم وشعر تو حقیقتی است که پیوست وبرگرفته از نظم کائنات وحکمت حق است
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1404/07/12 | 1404/07/13 | 65 مرتبه | رایگان |
پرسش و پاسخ کاربران