
اسارت درد بی درمان 4تانکهای عراقی در دشتی که جاده ی نفت شهر از میانش می گذشت شده بود شکار گاه ارتش صدام ومن ودوستم روی یکی از تانکها مشغول تماشا بودیم . نزدیک پل هفت دهنه ی سومار عراقیها دیگر جرات پیش روی را نداشتند چرت که می ترسیدند اگر ایران این پل را منهدم کنند دیگر راه برگشت را نداشتند ، بدین خاطر همه ی یگانهای عمل کننده ارتش عراق به موازات پل پشت یک خاک ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/08

اسارت درد بی درمان 3زیر پیرهن دوستم را پاره پوره کردم تا نوارهای مثل باند برای بند آوردن خونریزی از آن جدا کنم . اما او از ناحیه باسن چهار تیر خورده بود . ومن مانده از چگونگی بستن وبند آوردن خونریزی خلاصه هر ترفندی که بکار می بستم جواب نمی داد . در همین اثنا ناگهان صداهای عجیب غریبی به گوشم خورد چند کلمه ای که معنی آنرا ندانستم به طرف صدا سرم را از ناحیه ی ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/06

اسارت درد بی درمانبعد اظهر دیروز با آمدن نا از نرخصی پادار از جبهه فرار کرده وبی خبر انی چون ما حالا گرفتار شده بودیم عراقیها خود را به پشت سر ما رسانده بودند . دیگر کاری از توپها هر چند هم سنگین وامریکایی ساخته نبود . اینو یادم رفت بگم مه صبح الطلوع به گروهبان دوم مسئول گفتم بیا تا دیر نشده با توپها هر چه مه می توانیم عقب نشینی کنیم واگه بتونیم خودمان را بر ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/03

بحث این ساعت ما در این مقاله برسی علل انگاره ها در پرده ذهن ادمیسئوال مهم این است که منشا بروز انگاره ها در ذهن ما چیست؟قبل از هر توضیحی ابتدا باید شناختی از انگاره داشته باشیم تا مبدا ومقصد ما مشخص شود .طرح یا جلوه ای از پدیده ها یی که ما هر روزه می بینیم وحتی پدیده هایی که سرو کارما هنوز به انها نیفتاده در لحظه بر پرده ی ذهن می افتد وما ان را درنهان خویش م ...
دسترسی : اشتراکی1404/06/02

وقتی کسی نامش در جهان بوسیله کاری یا نوشته ای ویا حتی یک حرکت خیر ومردم پسند روی زبانها نسل به نسل باقی می ماند ویا به اسطوره تبدیل می شود این فرد شخصی با ارزش بوده وبا توجه به ساختار اثر ماندگارش قضاوت می شود .شیخ اجل حافظ علیه الرحمه را با دیوان غزلیات عرفانی اش می شناسند وتمام کسانی که غزلیاتش را مطالعه کرده اند مقام عرفانی او را تصدیق می کنند. حافط حتی ا ...
دسترسی : اشتراکی1404/05/30

دمید از مشرق احساس ما خورشید باورهابهاری در بهارظاهر به توصیفش صنوبرهاخجسته ماه فروردین می ومطرب بهم اویختسراسر شور ایمان بر فراز شکسته دشمن ازانوارهابسوزانید اسپند وهمی در دور آرید کاسه ی گلگونکه از فر وشکوه دولت جمشید مصفا روح ما در کارزارهاخیابان می درخشد از شعور خنده های دلخوش خلقاگر چه من ز کین تند موج حمله ی بدخواه زیر آوارهالیک خاکستر من تابی نهایت س ...
دسترسی : رایگان1404/05/30

ادامه ی حکایت سربازی من در جبههحس وحال ان پنجشنبه خیلی برایم جالب بود همه چیز نمایی غریب داشت وبا ناله ی مینی بوس در جاده ی کرمانشاه لحظه ها به تاریخ می پیوستند ومن وشهریار دل به بخت خود داده بودیم واز اینکه غیبت نمرده بودیم حالمان خوب بود اما نمیدانم چرا هیچ حرفی برای گفتن نداشتیم مینی بوس ماموریتش تمام شد ودر کرمانشاه پس از خریدی مختصر خود را به پایانه رسا ...
دسترسی : رایگان1404/05/30

چهار شنبه 29 تیر سال 67 سرباز 23 ماه خدمت مرخصی 18 روزه ام تمام شده وفردا پنجشنبه عازم جبهه می شویم خبرها حاکی از ان است که به محض قبول قطعنامه 598 سازمان ملل عراقیها از جنوب دست به حمله زده اند حتی می گویند خرمشهر باز محاصره شده حسی مرا از رقتن به جبهه بر حذر می داشت بدین خاطر به همقطار ودوست صمیمی ام شهریا گفتم بیا یکی دو روزه را غیبت کنیم ما که تا الان هی ...
دسترسی : اشتراکی1404/05/30

چهار شنبه 29 تیر سال 67 سرباز 23 ماه خدمت مرخصی 18 روزه ام تمام شده وفردا پنجشنبه عازم جبهه می شویم خبرها حاکی از ان است که به محض قبول قطعنامه 598 سازمان ملل عراقیها از جنوب دست به حمله زده اند حتی می گویند خرمشهر باز محاصره شده حسی مرا از رقتن به جبهه بر حذر می داشت بدین خاطر به همقطار ودوست صمیمی ام شهریا گفتم بیا یکی دو روزه را غیبت کنیم ما که تا الان هی ...
دسترسی : اشتراکی1404/05/28

دیوارها مرا به سکوت فرا می خوانند وزمین انگار به دنبال چیزی می گردد که دم دستش بوده وحالا نیست واسمان بسیار مطمئن تر از قبل هم به قامت خویش می نگرد تنها دردش غم چشمان زنان وکودکان غزه است حتی گاه خود را به زور نگه می دارد .. وگاه هم از عصبانیت خود عصبانی تر است . در این میان باد از همه ی مخلوقات خدا دردمند تر خشمگین تر وگاه نا امید تر به هر راسته ای سر می کو ...
دسترسی : اشتراکی1404/05/28