
مقاله غزل 5 ادامه....قانون روزگار این است که انسان باید در اعتدال زندگی کند که رمزش دوستی با دوستان ومدارا با دشمنان است .انکس که روزگاری به هر دلیل نامش الوده گشته دیگر هیچوقت در زمره نیک نامان قرار نخواهد گرفت . حالا ای حضرت حق اگر چنین خلق وخویی را نمی پسندی همچون پروژهای که ارام آرام رو به تغییر است به تمامی با قضا وقدرت ان را تغییر می دهی همچون تلخی ازا ...
ناشر : علی صفا عسگری64

قصه ی فرار را با هرکس در میان می گذاشتم قبول نمی کرد وهمه می گفتند که ما بزودی آزاد می شویم مگر نمی بینی که همه ی مامورها می گویند شما مهمان ما هستید وخیلی زود به ایران باز می گردید. تو دل خود می گفتم کدام مهمان بابا این از حیوان پست تر ها ما را تو نجاست خودمون وا گذاشتند تو می گی مهمان ، خب اینها به خاطر اینکه ما فرار نکنیم می گن بزودی آزاد می شوید چرا که د ...
ناشر : علی صفا عسگری63

چهار شنبه 29 تیر سال 67 سرباز 23 ماه خدمت مرخصی 18 روزه ام تمام شده وفردا پنجشنبه عازم جبهه می شویم خبرها حاکی از ان است که به محض قبول قطعنامه 598 سازمان ملل عراقیها از جنوب دست به حمله زده اند حتی می گویند خرمشهر باز محاصره شده حسی مرا از رقتن به جبهه بر حذر می داشت بدین خاطر به همقطار ودوست صمیمی ام شهریا گفتم بیا یکی دو روزه را غیبت کنیم ما که تا الان هی ...
ناشر : علی صفا عسگری62

این روزها با فشارهای تبلیقاتی از رسانه های معاند مثل من وتو اینترنشنال بی بی سی صای امریکا وسایر رسانه ها می خواهند مقاومت ملت ایران را تضعیف کرده تا ترامپ ونتانیاهو بتوانند اهدافشان را پیش ببرند . اما اتکای ملت ایران به خداوند ایران زمین ووحدت وهمدلی وگوش به فرمان رهنمودهای مقام رهبری است وچهل واندی سال است که این هجمه ها .توطئه ها هر روز به شکلهای گوناگون ...
ناشر : علی صفا عسگری62

مقوله ی بعدی ما در رابطه با انگاره ها که ابتدایی ترین بحث ما باید می بود کشف انگاره هاست ما شاید کم وبیش در این رابطه بحث کرده ایم . برای تشخیص باید اندیشه را به درجات بلند تفکر رسانده باشی تا از پس افق تاریک ذهن به مرور خورشید انگاره ظاهر گردد آنگاه باید بدانیم که این افقهای نیمه روشن ومبهم را از ابرهای طلمت اندیشه بیرون کشید ودر این مسیر ممکن است اتفاقات ا ...
ناشر : علی صفا عسگری60

دارو ودوا ومصلحت اندیشی دیگر برای من بی فایده است چرا که من خراب درد عشقم بنگر به بیماری من که از حد گذشته واینک هیچ دوا ودارویی کارساز نیست تنها دیر مغان وشراب ناب مرا ارام میکند .علم ودانایی وبصیرت که با تفضلات حضرت حق به من می رسد مرا مست وسرخوش می سازد وبدین خاطر از ریا کاران وسالوسان صومعه بیزارو وآزرده. هیچ نسبتی میان تقوای الهی وصلاح با رندی وزرنگی نی ...
ناشر : علی صفا عسگری59

انگاره ............................................در مبحث پیش گفتار تا حدودی مرزهای انگاره ها را بیان کردیم .اما در این بحث می کوشیم تا هویت همان چیستی انگاره را بیان کنیم ...زمانی انسان می کوشد تا چیزی را در ذهن تجسم کند یعنی تصویر یک شی یا تصویر چیزی هر چند انتزاعی را در ذهن بالا آورد ودرست در چهار چوبه ی ذهن نمایان سازد که البته تنها خود همان شخص او را م ...
ناشر : علی صفا عسگری59

سلام شاید با خودتان انتظار یک مقاله بسیار علمی را داشته باشید اما خوب می دانید که نقش تحسین نسبت به تادیب خیلی شکوفا کننده تر است وقتی با خودت پیمان می بندی که این سری مقاله ام حتما مورد توجه قرار می گیرد وهدیه اش را خواهد گرفت ونمی گیرد به قول امروزیها چاکراهایش همه بست وتنگ می گردد ودیگر ذوقی باقی نمی ماند هر نویسنده ای دوست دارد مقاله اش مورد توجه خوانندگ ...
ناشر : علی صفا عسگری57

مش حسن به دوست اش رسید و سلام کرد اوگفت جه علیکی جه سلامی جرا کنار کشیدی یارو اومد و حسابی گند به همه جیز زد و سالم رفت حتی خون از دماغ یارانش هم بیرون نیامد .ما فکر می کردیم حسابی حالشو جا می آوری حالا همه از او می ترسند وهیج کس زورش به اون نمیرسه تازه یه عده ای طلا و سکه وهواپیمای طلا بهش میدن دوست حسن آهی از ته دلش بلند کشید وگفت تا وقتی حس خودخواهی جول ...
ناشر : علی صفا عسگری56

خیلی دلم گرفته بود می خواستم با همه ی توانم چنان فریاد بکشم که همه ی موجودات شنونده بیهوش شوند شاید راه ورخنه ای برای این بن بست با خراب شدن همه ی دیوارهای پیش و پس از این جهنمی که گریبانم را چسبیده نجات پیدا کنم اما جنان کوفته .خسته بودم که به محض تجسم فریاد سلولهایم احساس خستگی بیشتری می کردند وفکرش در جا خشکش می زد ناچار باید می رفتم ومی دیدم وتحمل می کر ...
ناشر : علی صفا عسگری56