
انسان تنها موجودی است که فعلا در این هستی لا یتناهی فکر می کند تدبیر دارد وبا توجه به تجربه های خود تصمیم می گیرد . عزم انسان اگر با ملاحظه وتدبیر باشد همچون آب زلال جویبار جاری می گردد البته اندیشه های مادی گرایانه منظور ما نیست هر چند که اندیشه ی مادی هم می تواند اندیشه به حساب آید اما در چهار چوب ثروت و وسرمایه های مادی . اما اندیشه های ماورایی واندیشه ها ...
ناشر : علی صفا عسگری69

اسارت درد بی درمان 3زیر پیرهن دوستم را پاره پوره کردم تا نوارهای مثل باند برای بند آوردن خونریزی از آن جدا کنم . اما او از ناحیه باسن چهار تیر خورده بود . ومن مانده از چگونگی بستن وبند آوردن خونریزی خلاصه هر ترفندی که بکار می بستم جواب نمی داد . در همین اثنا ناگهان صداهای عجیب غریبی به گوشم خورد چند کلمه ای که معنی آنرا ندانستم به طرف صدا سرم را از ناحیه ی ...
ناشر : علی صفا عسگری69

دیوارها مرا به سکوت فرا می خوانند وزمین انگار به دنبال چیزی می گردد که دم دستش بوده وحالا نیست واسمان بسیار مطمئن تر از قبل هم به قامت خویش می نگرد تنها دردش غم چشمان زنان وکودکان غزه است حتی گاه خود را به زور نگه می دارد .. وگاه هم از عصبانیت خود عصبانی تر است . در این میان باد از همه ی مخلوقات خدا دردمند تر خشمگین تر وگاه نا امید تر به هر راسته ای سر می کو ...
ناشر : علی صفا عسگری68

بسمالله الرحمن الرحیمعرفان درجاتی دارد واین راه پر ازچالشهای گوناگون است هوالاول والاخر والظاهر والباطن در حقیقت انچه را که در هستی رخ می نماید همه اوست ولاغیر تنها طلای ناب وخالص در این عالم اندیشه است تفکری که در نهاد آدمی سرشته شده . یا به تعبیری انسان در اعلا درجه ی هستی است .هیچ موجودی ویا حتی هیچ مفهومی نمی تواند جای انرا در این جهان پر کند . او می ان ...
ناشر : علی صفا عسگری67

دمید از مشرق احساس ما خورشید باورهابهاری در بهارظاهر به توصیفش صنوبرهاخجسته ماه فروردین می ومطرب بهم اویختسراسر شور ایمان بر فراز شکسته دشمن ازانوارهابسوزانید اسپند وهمی در دور آرید کاسه ی گلگونکه از فر وشکوه دولت جمشید مصفا روح ما در کارزارهاخیابان می درخشد از شعور خنده های دلخوش خلقاگر چه من ز کین تند موج حمله ی بدخواه زیر آوارهالیک خاکستر من تابی نهایت س ...
ناشر : علی صفا عسگری67

ادامه مقاله گفتم که در روزگار کودکی از تاکستان پدر در برابر پرندگان موذی محافظت می کردم در یکی از ان روزها چند گنجشک با سروصدای زیاد کلافه ام کرده بودند هر چه انها را تار ومار می کردم دست وردار نبودند دایم روی بام گر شاخ وبرگ خشک الونک می نشستند وسروصدا می کردند . تصمیم گرفتم از درون الونک بیرون بروم انها هم با پرواز وسرو صدای گویی راهنمایی ام کردند حالا روی ...
ناشر : علی صفا عسگری66

بحث این ساعت ما در این مقاله برسی علل انگاره ها در پرده ذهن ادمیسئوال مهم این است که منشا بروز انگاره ها در ذهن ما چیست؟قبل از هر توضیحی ابتدا باید شناختی از انگاره داشته باشیم تا مبدا ومقصد ما مشخص شود .طرح یا جلوه ای از پدیده ها یی که ما هر روزه می بینیم وحتی پدیده هایی که سرو کارما هنوز به انها نیفتاده در لحظه بر پرده ی ذهن می افتد وما ان را درنهان خویش م ...
ناشر : علی صفا عسگری66

راستی یادم رفت اینو بگوییم که صبح ان جمعه به محض روشن شدن هوا یک میگ عراقی منطقه ی ما را بمباران کرد واز یگانی که در نزدیکی ما بود ندایی رسید که دشمن شیمیایی زد بوی خیلی زننده ای در منطقه پیچید .تا مدتی ما با ماسکها شلیک می کردیم بگذریم غروب ان روز نحس با تاریک شدن هوا ما را با تریلی ید کش که بچه ها آن را تی تان می نامیدند عازم مقصدی نامعلوم شدیم من چشم به س ...
ناشر : علی صفا عسگری66

اسارت درد بی درمانبعد اظهر دیروز با آمدن نا از نرخصی پادار از جبهه فرار کرده وبی خبر انی چون ما حالا گرفتار شده بودیم عراقیها خود را به پشت سر ما رسانده بودند . دیگر کاری از توپها هر چند هم سنگین وامریکایی ساخته نبود . اینو یادم رفت بگم مه صبح الطلوع به گروهبان دوم مسئول گفتم بیا تا دیر نشده با توپها هر چه مه می توانیم عقب نشینی کنیم واگه بتونیم خودمان را بر ...
ناشر : علی صفا عسگری65

اسارن درد بی درمان قسمت 6تا اینجا رسیدیم که در پادگان نظامی در شهر بعقوبه جلو در بزرگ سوله ای بخاطر ضعف دوستم شهریار او را کنار در نگهداشتند تا به بیمارستان اعزامش کنند ومرا که از بالا تنه لخت بودم به داخل سوله هدایت کردند. وقتی وارد سوله شدم هنوز چند قدم از در فاصله نگرفته بودم که نسیمی گرم وچندش اور را حس کردم نزدیک به هزار نفر همه لخت مشغول عرق ریختن بودن ...
ناشر : علی صفا عسگری65