اطلاع رسانی حساب کاربری دینون اکسپلور صفحه نخست
jelvehyeabidarya
پرسش سوال

دسته بندی مقالات

بحث آغازین

اسارت....مقاله ی هفت 7

اسارت....مقاله ی هفت 7

اسارت درد بی درمان7بعدازظهر همان رور یک ما‌شین تانکر دار اوردند وسط سوله وشیرش را باز گذا‌شتند با جاری شدن اب ، بسیاری به ان هجوم بردند من در گوشه ای غرق در افکار خود ‌اوضاع را مشاهده می کردم از هر نقطه ی تانکر که اب بیرون مزد کسی محکم انرا در بغل گرفته .اب می نوشید نزدیک یک ساعت اب به شدت خارج می شد ورفته رفته تمام فضای سوله را در بر می گرفت ، .قتی بسیاری س ...

دسترسی : رایگان1404/07/05

اسارت درد بی درمان6 اری 6

اسارت درد بی درمان6 اری 6

اسارن درد بی درمان قسمت 6تا اینجا رسیدیم که در پادگان نظامی در شهر بعقوبه جلو در بزرگ سوله ای بخاطر ضعف دوستم شهریار او را کنار در نگهداشتند تا به بیمارستان اعزامش کنند ومرا که از بالا تنه لخت بودم به داخل سوله هدایت کردند. وقتی وارد سوله شدم هنوز چند قدم از در فاصله نگرفته بودم که نسیمی گرم وچندش اور را حس کردم نزدیک به هزار نفر همه لخت مشغول عرق ریختن بودن ...

دسترسی : اشتراکی1404/06/19

اسارت درد بی درمان 5

اسارت درد بی درمان 5

راستی یادم رفت اینو بگوییم که صبح ان جمعه به محض روشن شدن هوا یک میگ عراقی منطقه ی ما را بمباران کرد واز یگانی که در نزدیکی ما بود ندایی رسید که دشمن شیمیایی زد بوی خیلی زننده ای در منطقه پیچید .تا مدتی ما با ماسکها شلیک می کردیم بگذریم غروب ان روز نحس با تاریک شدن هوا ما را با تریلی ید کش که بچه ها آن را تی تان می نامیدند عازم مقصدی نامعلوم شدیم من چشم به س ...

دسترسی : اشتراکی1404/06/12

تفسیر ابیاتی چند از غزل اولی حافظ

تفسیر ابیاتی چند از غزل اولی حافظ

بسم الله الرحمن الرحیمدر یکی از مقاله های بحث آغازین چند بیت اول دوم و پنجم غزل اغازین دیوان غزایات حافظ علیه الرحمه را تفسیر کردیم حال چندبیت مانده سوم چهارم ششم وهفتم را با تاییدات الهی تفسیر خواهیم کرد.شعربه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید کل جماعت خاص وعام چه انانکه در طریق حق عمر می گذرانند وچه عوام همه وهمه به نیرو وقدرت حق نفس می کشند .وباید بدان ...

دسترسی : اشتراکی1404/06/10

اسارت در بی درمان قسمت 4

اسارت در بی درمان قسمت 4

اسارت درد بی درمان 4تانکهای عراقی در دشتی که جاده ی نفت شهر از میانش می گذشت شده بود شکار گاه ارتش صدام ومن ودوستم روی یکی از تانکها مشغول تماشا بودیم . نزدیک پل هفت دهنه ی سومار عراقیها دیگر جرات پیش روی را نداشتند چرت که می ترسیدند اگر ایران این پل را منهدم کنند دیگر راه برگشت را نداشتند ، بدین خاطر همه ی یگانهای عمل کننده ارتش عراق به موازات پل پشت یک خاک ...

دسترسی : اشتراکی1404/06/08

اسارت درد بی درمان مقاله ی 3 سوم

اسارت درد بی درمان مقاله ی 3 سوم

اسارت درد بی درمان 3زیر پیرهن دوستم را پاره پوره کردم تا نوارهای مثل باند برای بند آوردن خونریزی از آن جدا کنم . اما او از ناحیه باسن چهار تیر خورده بود . ومن مانده از چگونگی بستن وبند آوردن خونریزی خلاصه هر ترفندی که بکار می بستم جواب نمی داد . در همین اثنا ناگهان صداهای عجیب غریبی به گوشم خورد چند کلمه ای که معنی آنرا ندانستم به طرف صدا سرم را از ناحیه ی ...

دسترسی : اشتراکی1404/06/06

قسمت دو اسارت درد بی درمان

قسمت دو اسارت درد بی درمان

اسارت درد بی درمانبعد اظهر دیروز با آمدن نا از نرخصی پادار از جبهه فرار کرده وبی خبر انی چون ما حالا گرفتار شده بودیم عراقیها خود را به پشت سر ما رسانده بودند . دیگر کاری از توپها هر چند هم سنگین وامریکایی ساخته نبود . اینو یادم رفت بگم مه صبح الطلوع به گروهبان دوم مسئول گفتم بیا تا دیر نشده با توپها هر چه مه می توانیم عقب نشینی کنیم واگه بتونیم خودمان را بر ...

دسترسی : اشتراکی1404/06/03

شعر ناب در بحث آغازین

شعر ناب در بحث آغازین

دمید از مشرق احساس ما خورشید باورهابهاری در بهارظاهر به توصیفش صنوبرهاخجسته ماه فروردین می ومطرب بهم اویختسراسر شور ایمان بر فراز شکسته دشمن ازانوارهابسوزانید اسپند وهمی در دور آرید کاسه ی گلگونکه از فر وشکوه دولت جمشید مصفا روح ما در کارزارهاخیابان می درخشد از شعور خنده های دلخوش خلقاگر چه من ز کین تند موج حمله ی بدخواه زیر آوارهالیک خاکستر من تابی نهایت س ...

دسترسی : رایگان1404/05/30

ادامه خدمت سربازی من....

ادامه خدمت سربازی من....

ادامه ی حکایت سربازی من در جبههحس وحال ان پنجشنبه خیلی برایم جالب بود همه چیز نمایی غریب داشت وبا ناله ی مینی بوس در جاده ی کرمانشاه لحظه ها به تاریخ می پیوستند ومن وشهریار دل به بخت خود داده بودیم واز اینکه غیبت نمرده بودیم حالمان خوب بود اما نمیدانم چرا هیچ حرفی برای گفتن نداشتیم مینی بوس ماموریتش تمام شد ودر کرمانشاه پس از خریدی مختصر خود را به پایانه رسا ...

دسترسی : رایگان1404/05/30

اسارت.، زخم کاری

اسارت.،  زخم کاری

چهار شنبه 29 تیر سال 67 سرباز 23 ماه خدمت مرخصی 18 روزه ام تمام شده وفردا پنجشنبه عازم جبهه می شویم خبرها حاکی از ان است که به محض قبول قطعنامه 598 سازمان ملل عراقیها از جنوب دست به حمله زده اند حتی می گویند خرمشهر باز محاصره شده حسی مرا از رقتن به جبهه بر حذر می داشت بدین خاطر به همقطار ودوست صمیمی ام شهریا گفتم بیا یکی دو روزه را غیبت کنیم ما که تا الان هی ...

دسترسی : اشتراکی1404/05/30