اسارت درد بی درمانبعد اظهر دیروز با آمدن نا از نرخصی پادار از جبهه فرار کرده وبی خبر انی چون ما حالا گرفتار شده بودیم عراقیها خود را به پشت سر ما رسانده بودند . دیگر کاری از توپها هر چند هم سنگین وامریکایی ساخته نبود . اینو یادم رفت بگم مه صبح الطلوع به گروهبان دوم مسئول گفتم بیا تا دیر نشده با توپها هر چه مه می توانیم عقب نشینی کنیم واگه بتونیم خودمان را بر ...
جهت دسترسی به متن کامل مقاله می بایست اشتراک این صفحه را خریداری نمایید.
اشتراک خریداری شده شامل 10 روز گارانتی بازگشت وجه می باشد. دینون دسترسی به محتوای صفحه را تا پایان اعتبار اشتراک تضمین می نماید.
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1404/06/03 | 1404/06/03 | 28 مرتبه | اشتراکی |
پرسش و پاسخ کاربران