
ابرها در گوشه کنار هر افقی بصورت متراکم وپاره پاره نمایان بود .هیجکس فکر نمی کرد که فرمانده لشگر به اسارت درآید اما این واقعه اتفاق افتاده بود لشگر ایران از لشگر یونان شکست سنگینی خورده بود . فرماندهان جزئ در تلاش جمع وجور کردن سپاه به هر سو می رفتند وبا شتاب می خواستند در عقبه انها که منهزم شده بودند را گرد آوری کنند بدین خاطر انها که هنوز در حال نبرد بودند را به عقب نشینی ومتمرکز شدن در عقبه فرا می خواندند سپاه یونان هم با این وجود تلفات زیادی را تقبل کرده وبدشان نمی امد که انها هم برای تجدید قوا از جنگ دست بردارند با این وجود هر سربازی که از جنگیدن دست می کشید وعقب نشینی می کرد را دنبال نمی کردند دشت از کشته شدگان پوشیده وصدای ناله وفریاد زخمی ها گوش فلک را کر می کرد وهیچ کس به دادشان نمی رسید .جانشین کورش به هر سوی میدان با شتاب وجنگندگی می تاخت تا از کورش خبری کسب کند ناگاه در میان کشته شدگان وزخمی ها افسری مجروح از سپاه ایران او را به خود خواند وخبر اسارت کورش شاه شاهان را به جانشین او داد تقریبا جنگ پایان یافته وهر دوسپاه عقب نشسته بودند اما در سمت خصم انبوهی از سپاه که گرد هم آمده وگویا هیزمها را گرد هم می آوردند از دور نظر او را جلب کرد به سرعت خود را به عقبه رساند ودوربینی را خواست برای فرمانده دوربین یک جشمی اوردند او به سوی دشمنان نگاهی انداخت آه از نهادش بر خواست کورش را دید که با دستان بسته وسط انبوهی از هیزمها نشسته بود وخیل سربازان دشمن هم در حال حمع آوری هیزم بودند انها قصد داشتند که کورش را به آتش بکشند واز شرش رها شوند فرمانده به فکر فرو رفت وفهمید که هیچ کس برای نجات کورش هیج کاری نمی تواند بکند سپاهش که با تلفات زیاد در هم شکستن وباقی مانده یا زخمی اند ویا نایی برای جنگیدن برایشان نمانده کار را به تقدیر سپردند وطولی نکشید که آتشی برافروخته شد واز هر سو زبانه های آن سر به آسمان کشید کمی بعد ناگهان آسمان اخمش را در هم کشید وبارانی شروع شد که هیچ کس شبیهش را تا آن لحظه ندیده بود پس از کمی باران آتش سوزان خاموش شد رومیان وقتی این صحنه را دیدند کورش را با احترام رها کردند وسر به فرمانش گذاشتند کورش هم انها را ستود وانها را به فرمان خویش خواند
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1404/08/21 | 1404/08/21 | 5 مرتبه | رایگان |
پرسش و پاسخ کاربران