اسارت مقاله ی دهقصه ی ما به انجا رسید که بدون اینکه کسی خبردار شود در حال چیدن سناریوی فرار بودم قرار شد فردا هر طور شده خودمو تو گروه پنحاه نفزی که عازم توالت می شدند قرار دهم همانطور هم شد با جنگ ودعوا وزورکی خودمو تو پنجاه نفری اول جا زدم قبل از اینکه عراقی بیاید ومشغول شمارش پنجاه نفری شود خود را در صف یکی به آخر مانده حازدم جند نفر اعتراض کردند وسروصداه ...
جهت دسترسی به متن کامل مقاله می بایست اشتراک این صفحه را خریداری نمایید.
اشتراک خریداری شده شامل 10 روز گارانتی بازگشت وجه می باشد. دینون دسترسی به محتوای صفحه را تا پایان اعتبار اشتراک تضمین می نماید.
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1404/08/10 | 1404/08/11 | 10 مرتبه | اشتراکی |
پرسش و پاسخ کاربران