
الا یا ایها الساقی ادرک احسن وناولها
ساقی حضرت حق جل است که شاعر از او گرانی وبار اندیشه را می خواهد انهم بهترین تفضلات ناب باده ی ناب
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
هر چند راه طلب سختیهای بسیاری دار وعشق در ابتدا اسان به نظر می رسد اما عاشق ممکن است سوخته شود تا لایق جانان شود
ببوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید
قدم زدن در راه عشق یا همان طلب عاشقانه گاه می رسد که طالب بوی خوب بهشت خدا را استنشاق کرده و این بوی خوش را پیک صبا به دماغ عاشق می رساند وعنایت حضرت حق است تا دمی عاشق سرمست گردد طره زلف یار نافه هم عنبر جمع گشته در ناف اهوان که بسیار خوشبوست
زتاب جعد مشکینش چه خون افتاده در دلها
زلف یاری که با پیچشی زیبا از پس روسری پیداست زیباییش وسیاهی ان عاشق را بی قرار می کند وخون جگر
مشکلات وزحمات بی انتهای طالب با همه ی سختیها بسیار شیرین است وشبهای سیاه هجران را ان بوی خوش قابل تحمل می کند که همه وهمه از الطاف واعجاز اوست
شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل
تمامی مشغات وسختیهای راه عشق به مسافری در کشتی وشب تار وامواج مطلاتم وکشنده می ماند که هر دم بیم غرق شدن را در دل آورداما.
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
اما آنکه در ساحل نادانی خود نشسته ار درون ما خبرش نیست ونمی داند که شوق وامید رفتن ودست وپا زدن ما چه احساس نابی برای ما به ارمغان می آورد به تعبیری او از بیم وامید وشور وشوق ما چه می داند هیچ لطفا نظرات خودتان را بنویسید تا راهمان روشنتر شود جان مولا علی ع مابقی در مقاله ی بعد متشکرم .
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1404/05/21 | 1404/05/24 | 29 مرتبه | رایگان |
پرسش و پاسخ کاربران