
اشک من در گونه خشکید ازجای خالی بهار گر گرفته دشت از تابش وحشی خورشید قهار. تاک زخمی جنگل زاردر سکوت سر گرم سرسا م که. چه امد بر سر خیل کبوترهای شهر بی قرار. من که پیوسته خزانم استخوان پای من دایم به دی. بو ی یاس فصل خرداد اورد بیهودگی وانتهار. یاس بهاری وبنفشه در خزان جای امید پر زرنجم اندوه این آوار سنگین خراب کاش آی ...
جهت دسترسی به متن کامل مقاله می بایست اشتراک این صفحه را خریداری نمایید.
اشتراک خریداری شده شامل 10 روز گارانتی بازگشت وجه می باشد. دینون دسترسی به محتوای صفحه را تا پایان اعتبار اشتراک تضمین می نماید.
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1405/03/25 | 1405/04/31 | 38 مرتبه | اشتراکی |
پرسش و پاسخ کاربران