
دردمندم روز وشب دردمندی خیره سرمن بفردای حضورم گویی آتش میشوم درهر گذرسایه ام در دو جهان بی تاب دیدارش شدهسینه ای غرق گناه اما گدازان خون جگرخواستم پنهان بسوزانم جهانی را زخشمسد شکسته جان من در این میانه بی خبر آخرش خونابه خوردن کرد با من کار خود دست خالی آرزوها رفته بر باد بی اثرغم جرا بامن جنین کرد گفته اند تقدیر توستپشت من زخمی خنجر روبرویم برهوتی پرش ...
جهت دسترسی به متن کامل مقاله می بایست اشتراک این صفحه را خریداری نمایید.
اشتراک خریداری شده شامل 10 روز گارانتی بازگشت وجه می باشد. دینون دسترسی به محتوای صفحه را تا پایان اعتبار اشتراک تضمین می نماید.
| انتشار | بروزرسانی | مطالعه | دسترسی |
| 1405/03/12 | 1405/03/12 | 4 مرتبه | اشتراکی |
پرسش و پاسخ کاربران